به نام خدا

چند روزی رو از اینترنت فاصله گرفتم ، چرا ؟ چون دلم گرفته بود از این همه هیاهو ! میخواستم هیاهوی خودم رو داشته باشم میخواستم کمی به خودم فکر کنم میخواستم قدم بزنم . آره ، راحت و آسوده بگردم ، واقعی،نه مجازی ، نه وبگردی ....

بالاخره کارگاه زدیم

کارگاه برق الکترونیک باران

قراره توش کار کنیم ، فکر کنیم ، بسازیم و بعضی وقتا گند بزنیم !

تغییر شغل شاید سخت به نظر بیاد ولی من خوشحالم . نه اینکه چون مجبور شدم اینو میگم نه ! همیشه و هر جا بودم حتی در نیروگاه آبی مغان یه اتاق کوچولو (در حد یک کارگاه!!) درست کردم که ذوق الکترونیکم رو ارضا کنم

اگه آدم با ذوقش زندگی نکنه میمیره .......

ای کاش برای کسایی که میتونن بسازن یعنی بهتر بگم ذوق ساختن دارن ، حداقل بستری فراهم بود. ولی به هرحال خوشحالم از اینکه روی پای خودم این کار رو شروع کردم . ریسک کردم ، دار و ندارم را فروختم و خرج کردم و خداوند را شاکرم که همسر و فرزندم در این لحظه های ناب ، مشوق و در کنارم بودند. 

با وجود آن همه دوندگیها و به سنگ خوردنها هرگز نا امید نشدم و نخواهم شد . حالا این کارگاه هست . امیدوارم باران رحمتی باشد بر ندانسته های ذهنم و شکوفایی بذرهایی از جنس نور

دعایم کنید
ممنون


تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392 | 09:40 ب.ظ | نویسنده : مهدی خواجوی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic