به نام خدا

به مناسبت سالگرد ارتحال دوست عزیزم رضا ابوالقاسمی پور


سالهای حدود 1374 دوستانی دبیرستانی بودیم و به سنی رسیده بودیم که باید انتخاب میکردیم

از سمت راست : قدرت الله اردی زاده - مهدی خواجوی- رضا ابوالقاسمی - محسن محبوبیان  تاریخ : 10-4-1374

http://khakdoni.persiangig.com/1374-4-10.jpg


جامعه بزرگ بود و رنگارنگ و بر حسب ضرورت باید وارد این جامعه می شدیم، از دانشگاه و خدمت سربازی بگیر تا شغل و...

دلگرمی و پشتوانه ما قرآن و اسلامی بود که در مسجد آموخته بودیم، و این ارزش ها هرآنچه که بود تعریف و قالبی انسانی و جهانی داشت.


تنها نگرانی ما روش ورود به این جامعه بود و اینکه خود ما قراره و بهتره کجای این جامعه سودمند تر باشیم.

بنده و خیلی از دوستان عزیزم از جمله رضا ابوالقاسمی اتفاق میافتاد که ساعت ها روی این قضه بحث میکردیم.

استادان خوبی هم داشتیم. گاهی اوقات به خودمون میومدیم و میدیدیم ساعت 2 و 3 صبح شده.

 

چرا بحث میکردیم؟ بهتره بدونید بین ما همه جور افکاری رد و بدل میشد و به قول عزیزی، هزار راه هست برای رسیدن به خدا.

طی این بحث ها و کشمکش های ذهنی هر کدوم از ما تصمیمی گرفت برای آینده و رضا ابوالقاسمی با عزمی راسخ علیرغم چیزی که با توجه به وضعیت خوب درسیش حدس میزدیم ( رشته های فنی و مهندسی) رفت سراغ حوزه علمیه.


ایشون طی مدت بسیار کوتاهی  موفقیت های بزرگی کسب کرد که همه مطلع هستند و لازم نیست وارد این قضیه بشم.

فقط از دلایل موفقیت ایشون چهار نکته رو که به نظرم جای معرفی داره مطرح می کنم:

 

نکته اول : بندگی خداوند متعال و سعی و کوشش در راه آماده سازی نیروهای اسلامی برای ظهور امام زمان (عج) که اینها همه از اعتقاد و رابطه ای قوی و عاشقانه بود با معبود خویش.

 

نکته دوم : وقتی میخواست لباس روحانیت بپوشه، اول از همه امور خودشو اصلاح کرد. با اینکه ما هیچگونه بدی ازش ندیده بودیم، برای کوچکترین چیزها که برای خیلی ها اصلا مهم نیست، تمام سعی خودشو کرد که حلالیت بگیره.

 میگفت این لباس، لباس پیامبره، باید لایقش باشم و نشون داد که هست.

وقتی برای این کار، شبانه با من قرار گذاشت، قرمزی صورتش و عرق حیای این مرد همراه با لیستی که در دست داشت رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. اون موقع یاد رحلت پیامبر افتادم که قبل از رفتنش حق الناس رو مطرح فرمود.


نکته سوم : مشکلات مردم رو عمیق و به روز نگاه میکرد. شبانه روز وقتش رو برای این کار آزاد میکرد. و یکی از عوامل محبوبیتش بین مردم و دوستان هم همین بود. هر وقت بعد از مدت ها همدیگه رو میدیدیم، از مشکلات پروژه ها مخصوصا مشکلات محیطی و اخلاقی سوال میکرد. من هم صادقانه و بی پرده مشکلات رو میگفتم.

خوب گوش میکرد و میگفت، باید روی این مشکل حساس باشم و کار کنم. خطر رو درک میکرد، مشکل رو حلاجی میکرد و نسبت به اون شناخت پیدا میکرد. برای همین بود که انعطاف داشت با اقشار مختلف و میتونست منطقی عمل کنه و راه حل های مناسب بده.


نکته چهارم : شجاعتش بود در برخورد با مسایل. از جمله کارهای مشخص و شجاعانه ی ایشون مبارزه عقلی و عملی با باطل و خرافه پرستی بود. که واقعا کار هر کسی نیست،

همین بس بدونید که ایشون با آگاهی و علم در این زمینه قدم بر می داشت و با بهره گیری به موقع از علم و بصیرت بود که به هدف میزد.


روحش شاد و یادش گرامی و راهش پر رهرو



تاریخ : جمعه 1 دی 1391 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : مهدی خواجوی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic